خداحافظ
خداحافظت

بیانیه انصراف سید محمد خاتمی از ادامه حضور در عرصه انتخابات به عنوان نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شامگاه 26 اسفند ماه منتشر شد.
محوراین بیانیه "تصمیم اخلاقی فراتر از کسب قدرت" است و سید محمد خاتمی با تأکید بر این اصل، کنارهگیری خود را از ادامه حضور در رقابتهای انتخاباتی اعلام کرده است.
در این بیانیه وی به حضور فعال خود در صحنه انتخابات و تلاش برای اجماع نامزدهای انتخاباتی تأکید دارد.
رئیس دولت اصلاحات تأکید کرده است که همچنان برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات، حضوری فعال خواهد داشت.
متن كامل این بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می کنم.
سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه ای سنگین برای آن پرداخته شده است می گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشتسر گذاشته است و دست آورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است.
بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می دانستند.
اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته ایم، آنچه می تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد.
درخواستهای گستردهی اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند.
ضمن سپاس فراوان از همه محبت هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته هایی را یادآور می شوم:
1- حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می گذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، ”تغییر سازنده“ در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می اندیشیدند.
2- وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است.
3- هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم.
ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند.
ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پای بنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می کنند.
رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم.
خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم.
بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند.
به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله.
در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می کنند سپاسگزاری می کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی منشاء شوری دل انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می کنم که ما می توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان شاء الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"
سوال اول ،چه کسانی می گویند خاتمی تنها شده است؟کسانی که امروز داد تنهایی خاتمی را سر داده اند بیش تر از هرچه فکر کنید خود به انزوا رفته اند و در روزهای تنهایی خویش بحث هایی را مطرح میکنند که نه تو بینی و نه من در هیچ دکان عطاری! آیا درخواست آنان برای حمایت از معین و رفسنجانی در انتخابات پیشین کارساز شد؟ آیا منجر به اقبال مردم شد؟ آیا ورق را برگرداند؟مسلما خیر،اگر مردم به دعوت آنان توجه می نمودند کنون احمدی نژاد فرمانروای ایرانشهر نبود.روزنامه نگاران و روشنفکران دوباره مسیر را گم کرده اند دوباره به بیراه رفته اند و فرزندانمان چون ما گر کتاب تاریخ گشایند حق دارند بیزار شوند از تکرار مکررات،اشتباه روی اشتباه!
ای کاش به جای اینکه کاندیدای اصلاح طلب خویش را دست بیاندازیم دست کم تا روز های پایانی صبر می نمودیم ای کاش فهم سیاسی که نه مردم را بهتر می شناختیم .یادمان باشد مسیر انتخابات را نه زیدآبادی نه قوچانی و نه بابک داد و نه هیچکس دیگر نمی توانند تغییر دهند.
سوال دوم،چرا نباید از نام ها عبور کنیم و از خاتمی بگذریم؟خوشبختانه جامعه ما مانند ونزوئلا هنوز آنقدر به عقب بازنگشته که بشود چون پرزیدنت چاوز آرا مردم را دانه دانه خرید که بگوییم آرا محمود خان خریداری شده و دست از رای دادن بشوییم ونه مانند خیل کشورهای مدرن از اشخاص عبور کرده ایم. اینجا ایران است و هنوز ستاره ها هستند که اقبال عمومی را به ارمغان می آورند و که بهتر از خاتمی با آن بخت بلندش.
از وبلاگ رضا رادمنش ++
ما وبلاگنویسان امضاکننده این نامه با در نظر گرفتن مجموعه شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی امروز کشورمان، ضمن اعلام حمایت از کاندیداتوری جنابعالی، تداوم حضور شما در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری را نیاز کنونی جامعه ایران میدانیم.
پ.ن: برای امضای این نامه، نام و آدرس وبلاگ و در صورت تمایل نام و نام خانوادگی خود را در قسمت نظرات وارد کنید.
آدرس وبلاگ خاتمی بماند +++
مهندس میرحسین موسوی اعلام نامزدی نمود و احتمال انصراف سید محمد خاتمی به نفع او تقویت شد، گرچه سریعا محمد ابطحی به شایعه کناره گیری خاتمی واکنش نشان داد و ضمن گله از موسوی، این خبر جعلی را کار ستاد ضد اصلاحات دانست. از شواهد امر هم چنین استنباط می شود که میرحسین هیچ تمایلی به ذکر نام "خاتمی" در کنار خود ندارد. چه رسد به دغدغه ای به نام اصلاحات! خواندن بیانیه انتخاباتی او چیز روشن و دلپسندی برای آرزومندان اصلاحات ندارد و نشان می دهد که مهندس هنوز وفادار به ادبیات دهه اول انقلاب است. حتی نام سایتهای حامی او قلم نیوز و کلمه نیز دقیقا ریشه در همان گفتمان دهه شصت دارد. همان نمادهای کتاب، کلمه و قلم. گفتار او ویرایش دیگری از ادبیات احمدی نژاد است با رویکردی نوتر به مقوله هایی از قبیل مستضعفین، عدالت و .... انتخاب مسجدی از سوی او در جنوبی ترین نقطه تهران برای اعلام رسمی نامزدی و اولین مصاحبه مطبوعاتی اش نیز ریشه در همین گفتمان دارد. تحلیلی در باره چرایی امدن میرحسین بعد از کاندیداتوری خاتمی ندارم اما مقاله زید آبادی در روزآنلاین شکهایی را به ذهن متبادر می کند. در هر صورت معتقدم مهندس موسوی باید طرحی نو در اندازد چرا که سرمایه گذاری ایشان بر روی ادبیات انقلابی و رای آوری از این ناحیه، در جامعه امروز کارایی چندانی ندارد. فضا تغییر کرده و بسیاری از اقشار متوسط و برخوردار جامعه، اکنون به گفتمانی از جنس تغییر و اصلاح علاقه مندند. آیا میرحسین فکری برای این تقاضای فزاینده اصلاحات در سطح طبقه نخبگان و دانشجویان و عامه مردم کرده است؟ اگر او بر گفتمان فعلی خود تکیه کند باید از سبد احمدی نژاد برای خود، رای جمع کند نه از سبد پر ملات خاتمی.
البته با جو سنگینی که طی روزهای منتهی به انتخابات بر له میرحسین پیش خواهد آمد انتظار می رود که لااقل احمدی نژاد به نفع میرحسین کناره گیری کند! چه اینکه بسیاری از طیف اصولگرا که از مدتها پیش از احمدی نژاد دل بریده بوده اند، هم عملا از میرحسین حمایت خواهند نمود. افرادی مثل لاریجانی، توکلی، مهدوی کنی، علی مطهری، افروغ، موتلفه ... و در کل افراد عاقل موجود در جناح راست دراین دسته جای می گیرند.
آمدنش در کنار خاتمی میمون و مبارک! ..............از وبلاگ اتوپیا

آقای خاتمی این هفته اولین سفر تبلیغاتی خودش را به شهرستانها آغاز میکند. سفر به شیراز، کهکیلویه و بویراحمد و بوشهر اولین سفرهای استانی آقای خاتمی است که در آخر این هفته انجام میشود. زمان و مکان های حضور آقای خاتمی را اینجا ببینید.سفرهای استانی جدیترین بخش تبلیغات انتخابات است. آقای خاتمی را البته مردم ایران به خوبی میشناسند، اما ادای احترام به پیشگاه مردم وظیفهی کسی است که میخواهد رئیسجمهور آینده باشد. آقای خاتمی البته نه امکان سرو غذا به مراجعهکنندگان دارد و نه میتواند شهرهای شیراز و کهکیلویه و بویراحمد و بوشهر را با امکانات دولتی پر از تابلو کند و نه صدا و سیما یک هفته در مورد آن تبلیغات میکند و اصلا این شهرها قطار هم ندارند که مردم را با قطار به آنجا ببرند. خود شماها باید به یکدیگر خبر دهید. در همین فضای انتخاباتی کشور، فردا هم بروبچههای پویش حمایت از خاتمی جلسه دوم خود را در اریکه ایرانیان برگزار میکنند. جلسهی اولشان خیلی گل کرد. به مراسم آن ها هم میتوانید بیایید. انصافا فضای عمومی پرنشاطی در کشور برای انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفته است. گویا همه خواهان تغییر فضای موجود هستند. استفاده از تبلیغات جامعه مجازی هم ویژگی انتخابات فعلی است. برای نجات ایران از وضع فعلی و در وضعیت نبودن هیچ رسانهای در ایران که بتواند نظرات آقای خاتمی را منتقل کند فعالان این دنیا که طبیعتا آقای خاتمی در آن مخاطبان فراوانتری دارد.رسالت تاریخی بزرگی دارد. مهم این نیست که طرفداری میکنید یا نه. خصوصیت دنیای اهل فکر و جوانی این است که همه مثل هم فکر نکنند. مهم این است که خبررسانی کنیم.
به نقل از وب سایت شخصی محمد علی ابطحی و وبلاگ انتخابات ریاست جمهوری دهم ++
من در اینجا به هیچ عنوان قصد مطرح کردن مباحث نظری را ندارم و به عنوان صاحبنظری که اعتقادات و نظراتی در این زمینه دارد، بحث نمی کنم، گرچه برای خودم نظراتی دارم. در اینجا مقصود بیشتر طرح اصول موضوعه است، زیرا ما در مرحله عمل اجتماعی و تاریخی هستیم و بیشتر می خواهم که با کمک یکدیگر مطالبی که گفته شده و براساس آن عمل شده، موازین و اصولی را که پیدا هم شده، بصورت سنجیده و مدون بیان کنیم . اینکه می گویند چگونه بعد از 11 سال مسائل اصلاحات مطرح می شود، اینگونه نیست؛ اصلاحات مطرح شده، به رای گذاشته شده، براساس آن عمل شده است و توفیق ها و ناکامی هایی داشته است. ما دلمان می خواهد که آنچه در این مدت در جامعه مطرح شده، به عنوان «راهنمای حرکت و عمل به صورت دقیق تر» مطرح کنیم. دیگران هم مطالبی دارند و اگر صادق باشند که در جای خود محترم است، اما دست کم من اعلام می کنم که مسئول مطالب دیگران نیستم؛ چرا که در این زمان و مدتها خیلی مطالب گفته شده که احیانا صد در صد یا نزدیک ، با آنچه مراد ما است بوده است و یا مطالب متفاوتی مطرح شده است؛ با تذکر این نکته که باب بحثهای نظری و تحلیل های تئوریک، باز است و از همین جا وارد یکی از اصول مهم اصلاح طلبی می شوم.
نقل مطلب از وبلاگ انتخابات ایرانی ....نویسنده وطنی....ادامه مطلب اینجا
راستش وقتی دیدم سایت یاری فیلتر شده زیاد تعجب نکردم چون منتظر چنین چیزی بودم فیلترینگ از چند ماه پیش با فیلتر کردن سایت های بیگناه کارش رو شروع کرده بود تا بتونه سایت های طرفداران خاتمی رو هم با سرو صدای وجنجال کمتر فیلتر کنه وبه همین هم قانع نمیشه مطمئنم که تا دونه اخر وبلاگ های طرفداران رو هم فیلتر میکنه ولی این جنجال ها وهمه این فعالیت های بدون مرز اخلاقی به ضرر خودشونه همون یه دهم ذره اعتمادی هم که مردم بهشون داشتن داره از بین میره.
راستی بچه ها دقت کردم رو پیج رنگ سایت آقای خاتمی و آقای احمدی نژاد دیدم پیج رنگ سایت خاتمی ۵ و پیج رنگ سایت احمدی نژاد ۶ از دوستان وطرفداران خاتمی که تو وبلاگ هاشون سایت خاتمی رو لینک نکردن می خوام که حتما لینک کنن وبه رفقا هم یادآوری کنید.
ولی درمقایسه اماروترافیک سایت ها سایت خاتمی همیشه ترافیک وامارخوبی رو داشته:
از وبلاگ باران آمد ......آدرس
سجاد سالک:یک هفته از دربی قرمز و آبی در مستطیل سبز می گذرد اما به نظر می رسد یک دربی پر هیجان در عرصه سیاست پیش رو داشته باشیم. خیلی بیراه نیست اگر انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را به یک دربی تمام عیار تشبیه کنیم که در یک سوی میدان، هواداران تغیرات تدریجی قرار دارند و در سوی دیگر ارزشگرایان طرفدار حفظ وضع موجود.
رقابت انتخاباتی سال آینده، جدالی بسیار سخت و نفسگیر است که کاندیداهای هر جناح، نماد کامل هر اردوگاه به شمار می روند و بازنده روزگار سختی را سپری خواهد کرد.
با این حال دربی نفسگیر ایران میان اصلاح طلبان و اصولگرایان، ویژگی های خاص خودش را دارد. این نخستین بار است که در یک انتخابات، قطب های شناخته شده و آزمون پس داده ای رو در روی هم قرار می گیرند که هر دو طرفداران جان بر کفی داشته و منتقدان سفت و سختی نیز دارند. ریشه این وضعیت به جایی بر می گردد که هر دو کاندیدا هم شناخته شده بوده، هم در اردوگاه خودی وزنه قابل اعتنایی به شمار می روند و هم این که یک بار آزمون خود را پس داده و نمرات مثبت و منفی از شهروندان دریافت کرده اند. در انتخابات های گذشته حتی اگر دو رقیب اصلی سرشناس بوده اند (که در خیلی موارد نبوده اند) لااقل یکی از کاندیداهای اصلی در قوه مجریه بدون سابقه بوده و تجربه حضور در نهاد ریاست جمهوری را نداشته است. خاتمی و احمدی نژاد اما هر دو کارنامه ای روشن دارند. هر دوی آنها مخالفینی بسیار جدی دارند و ناظران می توانند کامیابی ها و ناکامی های آن ها را شماره کنند. از سویی با توجه به جایگاه فعلی آنان در کارزار سیاست، هیچ کس جز این دو نمی توانست در دعوای اصلاح طلبی و محافظه کاری نماد واقعی هر کدام از جریان ها باشد.
با.....
سیدحمید متقی؛ نشریه هشتاد وهشت: "... جریان افراطی در این دوره تلاش می کند تا حداکثر استفاده را از کاندیدای خاص[خاتمی] ببرد. در تحلیل درون گروهی، آنان کاندیدای خاص را یک مهره سوخته- نه مهره سوخته برای نظام بلکه مهره سوخته برای دوم خرداد- به حساب می آورند و به رای آور بودن او نیز اعتقادی ندارند ... این گروه معتقدند و گفته اند کاندیدای خاص باید از قید نظام خارج شود و داربست های ذهنی خود را کنار بگذارد...مهره ای که به زور و اجبار وارد میدان شده و با زور تا زمانی که این طیف می گویند باید بماند و به اجرای ماموریت بپردازد... هدف تندروها از حضور در عرصه انتخابات بالابردن هزینه نظام است نه سود رساندن به روند آن و به رسمیت شناختن نتایج انتخابات. ... آمریکایی ها در پاکستان ابتدا تلاش وافری کردند تا از طریق تبلیغاتی و دیپلماتیک بی نظیربوتو را به قدرت برسانند و از طریق او پاکستان را بدوشند ولی زمانی که دریافتند به هیچ قیمتی حزب او توان به دست آوردن اکثریت کرسی ها را ندارد به روش دیگری متوسل شدند. این یک عبرت است. بعضی از اصلاح طلبان سابقه روشنی! در این خصوص دارند..."
تصور می کنید این جملات در چه رسانه ای منتشر شده است؟ احتمالا درنگاه نخست شما هم تصور خواهید کرد که این مطلب بخشی از تحلیل های ماموت های مستقر در V.O.A وشبکه های لوس آنجلسی باشد و یا اطلاعیه ای در رسانه های وابسته به سازمان تروریستی مجاهدین خلق؟ شاید هم شطحیات شبانه نویسنده وبلاگی کم مخاطب باشد که می خواسته با کنارهم قرار دادن برخی کلمات مهم وپرمراجعی مانند خاتمی، بوتو وترور سر موتورهای سرچ کلاه بگذارد وتعداد بیننده های خود را افزایش دهد؟
واحتملا در ذهن خود طرح خواهید کرد که رسانه های داخلی دست کم تا حدودی به اخلاق، انصاف وپرنسیب سیاسی ملتزم هستند و بعید است این مطلب درآنها منتشر شده باشد حتی در روزنامه هایی مانند کیهان و وطن امروز.
اما باید گفت که سخت در اشتباهید.

قاسم امیری
در خبرها آمده است كه انتخابات رياست جمهوري دهم قرار است در 22خرداد 88برگزار شود.22خرداد بطور طبيعي اذهان را به سمت 2خرداد سوق مي دهد.اما چه زيبا يك رقم 2 در كنار آن قرار گرفته است كه مي تواند معني دومين دوم خرداد باشد.انشاءالله.اين حقير نيز از باب اين تقارن ميمون و حضور خاتمي در انتخابات سال آينده چند بيتي سرودم كه با عرض پوزش از محضر بزرگان ادب و هنر،آن را تقديم مي نمايم.از اهالي هنر خصوصا شاعران متعهد به خاطر جسارت جولان در عرصه آنها پيشاپيش پوزش مي طلبم.
دومين دوم خرداد خــــــــــــــدا مي آيـد عطر ياس از نفس باد صبـــا مي آيــد
زرق آن خدعـه مهري كه به تن بر كردند رنگ مي بازد و رنگينـه عبا مي آيـد
دل به دريا زد و پيمانه ترديد شكســـت رقص تدبيـــــر ببين سوي بـلا مي آيد
حرمت آل علـي گرچه شكستند ولي كرد احرام كه با سعي و صفا مي آيد
دل قـوي دار پريشان مشو از شعبده ها يد بيضاست كه ازسوي سمـا مي آيــد
چندسالیست که گفتار تمدنها نيـست مژدگاني كه ندايي ز حــــــرا مي آيد
او كه فرزند امام است و اديبـي فاضل خبري هست كه با اهل وفـــــا مي آيد
مي رود ظلم زمستاني و در فصل بهـار خاتمي خاتمـــــه برجور و جفـا مي آيد
از وبلاگ سمابندر

وبلاگ بوی خاک+++
محمدرضا یزدانپناه: آیا تعدد کاندیداهای اصلاحطلب به همان اندازه که گفته میشود مضر و خطرناک است؟ آیا آنگونه که تعدادی از فعالان و تحلیلگران سیاسی از طیفهای مختلف اصلاحطلب میگویند، حضور چند چهره مختلف از جریان اصلاحات در انتخابات آینده ریاست جمهوری، باعث شکست تمام آنها و پیروزی فردی از جناح رقیب میشود؟
سید محمد خاتمی در روزی که رسما نامزدی خود در انتخابات دهم را اعلام کرد، تلویحا از تعدد کاندیداهای اصلاحطلب در انتخابات استقبال کرد و این مسئله را باعث پرشکوهتر شدن انتخابات دانست. سخنانی که به نظر میآید پاسخ رئیس دولت اصلاحات به اظهارنظراتی بود که در لوای خیرخواهی خواستار حضور یک کاندیدا از جانب اصلاحطلبان در انتخابات ریاست جمهوری بودند اما در بطن خود هدفی جز انحصارطلبی و وادار ساختن اکثریت قریب به اتفاق اصلاحطلبان به پذیرش اصل منسوخ «همه با من» نداشت.
اما امروز هنوز هم هستند افرادی که با علم به قطعی بودن نامزدی خاتمی و حضور او در عرصه تا پایان کار، یا همچنان این مسئله را باور نکردهاند و یا اگر هم باور کردهاند، تلاش میکنند تا با تکیه بر همان تاکتیک کهنه و با نشان دادن خود به عنوان تنها طیف دلسوز آینده جریان اصلاحات، همه رقبا از صحنه خارج کرده و به حمایت از کاندیدای مورد نظر خود ترغیب کنند.
با این وجود آیا همانگونه که در پرسش ابتدای بحث مطرح شد، میتوان گفت تعدد کاندیداهای اصلاحطلب آنقدر خطرناک است که پیشگیری از تبعات آن، در گروی خارج شدن گزینه بیبدیلی مانند خاتمی از عرصه و اجماع بر سر چهرههایی باشد که حداقلی از اقبال به آنها در بدانه جریان اصلاحات و لایههای اجتماعی تاثیرگذار جامعه ایران وجود ندارد؟
روز 22 بهمن، وقتی خاتمی در بین مردم به سمت آزادی می رفت گروهی بر علیه او شعار داده بودند که :"مرگ بر ضد ولایت فقیه ". متعاقب آن مقاله تهدید آمیز کیهان در تشبیه ضمنی سرنوشت خاتمی به سرنوشت "بی نظیر بوتو"، مرا واداشت تا گرایشات مردم در هنگام رای دادن و تاثیر جوسازهای های کیهان بر علیه آقای خاتمی را بررسی کنم:
شرکت کنندگان در انتخابات ایران در طول 10 سال گذشته به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:
1- دسته اول، عده ای از مذهبیون، پامنبری ها، طرفداران بازار و نماز جمعه، و بخشی از کلیت مردم بویژه در شهرستانها هستند که در هر شرایطی در انتخابات به عنوان "وظیفه شرعی" شرکت کرده و رای آنان همان اشارات ضمنی مقام معظم رهبری در صدا و سیما، نظر سران سپاه و پایگاههای بسیج، خواسنه امامان مساجد و جمعه و فرد منتخب توسط طیف راست سنتی و بازار و در کلام وسیع تر "اصولگرایان" است. اینها که در انتخابات 76 به ناطق نوری و در انتخابات (دور اول84) به احمدی نژاد رای دادند، در انتخابات 88 نیز به هیچ وجه به خاتمی رای نخواهند داد. گرچه جوسازی یا شعار سازی برعلیه خاتمی، آنها را در رای ندادن به خاتمی مصمم تر می کند اما اساسا از این دسته هیچگاه رایی نصیب خاتمی نمی شود که بتوان به دلیل جوسازی یا هر واکنش سلبی و ایذایی از میزان آن کاست. از این رو هم غیر منطقی به نظر می رسد که محافل رقیب خاتمی، جبهه تخریب خود علیه خاتمی را در جاهایی مثل پایگاههای بسیج یا نمازهای جمعه و ... پهن کنند چون این افراد در هر شرایطی به کسی جز خاتمی رای می دهند.
2- دسته دوم عده ای از طرفداران طیف میانه روتر اصولگرایان و اصلاحات هستند که بیشتر شامل قشر متوسط جامعه، کارمندان، روشنفکران، تحصیلکردگان، افراد اهل دقت و مطالعه، دانشجویان و مردم شهرهای بزرگی مثل تهران و تبریز و اصفهان و ... می شوند که علیرغم انتقادشان به روش اداره کشور و نظام ... در اغلب انتخابات شرکت می کنند. اینها بیشتر به افراد معتدل یا مایل به طیف اصلاحات رای می دهند. مجموع رای کاندیداهای اصلاح طلبان در دوره قبلی ریاست جمهوری و بخشی از رای هاشمی، لاریجانی و قالیباف، محصول شرکت این دسته در انتخابات ریاست جمهوری 84 بوده است. گرچه گرایش اینها به حکومت بیشتر انتقادی است اما نوع تبلیغات و مبارزات انتخاباتی می تواند در نوع "رای" آنها موثر باشد. جوسازی برعلیه خاتمی، ممکن است تنها عده ی معدودی از این گروه را در رای ندادن به خاتمی مصمم نماید و آنها را از اردوگاه اصلاح طلبان به سمت افرادی مثل قالیباف ببرد! اما در مجموع این "ریزش رای" برای خاتمی چندان تاثیر گذار نیست.
3- طیف سوم رای دهندگان در ایران، "رایهای خاموشی" هستند که یا به کلیت نظام و انتخابات بی تفاوت شده اند یا با جدیت بیشتری از نظام انتقاد می کنند. اینها بسته به شرایط، گاهی در انتخابات شرکت می کنند (دوم خرداد 76) و در مواقع دیگر غایبند (84 ریاست جمهوری و 86 مجلس). حضور این دسته در هر انتخابات کفه رای را به سمت اصلاح طلبان سوق می دهد. پرونده سازی یا شعار سازی برعلیه خاتمی، و دادن شعار هایی مثل "مرگ بر ضد ولایت فقیه"، "ضدیت با اسلام"، "طرفدار غرب یا آمریکا"، "طرفدار آزادی".... نمی تواند رای این گروه را از "اصلاح طلبان" یا به طور مشخص تر از خاتمی به سوی دیگر ببرد. چرا که اولا آنها به راحتی "شعار زده" نمی شوند. ثانیا مصداقهای واقعی "ضدیت با ولایت فقیه و اسلام و ..." را بهتر تشخیص می دهند و ثالثا آنها بخشی از مشکلات ساختار سیاسی نظام را نا شی از عملکرد مقام معظم رهبری، بخشی را به خاطر دشمنی غیر معقولانه با آمریکا، بخشی را به دلیل دخالت بیش از حد روحانیت در اداره امور، بخشی را ناشی از نبود آزادیهای قانونی و مدنی و ... می بینند. چه اینکه اگر این دلایل نباشد آنها نیز در همه انتخابات شرکت خواهند نمو تا میزان مشارکت در انتخابات از حدود 15 تا 20 درصد در شهرهای بزرگ به حدود 100 درصد برسد! یعنی آنها از شعار های سلبی "حامیان اصولگرایان برعلیه خاتمی" نه تنها بدشان نمی آید بلکه بخش عمده ای از مشکلات نظام را ناشی از عملکرد اصولگرایان می دانند از این رو به کسی رای می دهند که از جایگاه "ریاست جمهور ایران"، تنها در حدود قانون اساسی پیرو رهبری باشد، بیخودی چنگ در صورت غرب و آمریکا نکشد، برای اجرای آزادیهای قانونی مردم تلاش کند و ...
شاید یکی از دلایل پیروزی خاتمی در انتخابات دوم خرداد 76، همین ضد تبلیغها و پرونده سازیها بر علیه خاتمی بود. این در حالی بود که در همان سال، طرفدارن آقای ناطق نوری از او در کیهان و یا لثارات و شلمچه و ... به عناون مظهر "خصومت شدید با غرب"، "اصولگرایی"، "ذوب شدگی در ولایت فقیه" و ... تبلیغ می کردند و در مقابل "خاتمی" را مظهر "مروج آزادی های مدنی"، "تساهل و تسامح با غرب" و .... متهم می نمودند. به نظر هر چه میزان تخریب خاتمی از سوی محافلی مثل انصار حزب الله، روزنامه کیهان، گروههای فشار و کسانی مثل بادامچیان، عسکراولادی تازه مسلمان و حمید رسایی، بیشتر شود، "رایهای خاموش" بیشتری در انتخابات به عرصه عمل آمده و بار دیگر دودمان انحصارگران و شب نشینان را به با د خواهد داد!
به نظرم نباید طرفدارن آقای خاتمی از این جوسازیها و حرکتهای تخریبی و ایذایی نگران باشند بلکه باید آن را بسیار میمون و مبارک بشمارند. مخاطبان شعارهایی که علیه خاتمی سر داده می شود افرادی هستند که یا روزنامه کیهان را می خوانند، یا از منبرهای مساجد تبعیت می کنند یا گوش به ایما و اشاره های مقام معظم رهبری در انتخاب اصلح دارند تا از روی حجت شرعی در انتخابات شرکت کرده و به کسی که مقام معظم رهبری می خواهد رای دهند. رای اینها هم کاملا معلوم است. آنها در هر شرایطی به خاتمی رای نخواهند داد!
اتفاق ظریفی در این میان وجود دارد: این گروه سومی که عرض کردم یعنی "رایهای خاموش" منتظرند تا فرد مورد علاقه رهبری را از روی اشاره های رهبر تشخیص داده و به آن فرد رای ندهند! این روندی است که چه ما بخواهیم یا نه، در انتخابات گذشته تکرار شده است.
از این رو به اهالی ستاد آقای "خاتمی" پیشنهاد می کنم کار ویژه خود را بر روی به میدان آوردن "رایهای خاموش " بگذارند. این کار علاوه بر افزایش میزان مشارک ت مردم در انتخابات نظام، احتمال پیروزی انها را بیشتر می کند.
آنها حتی بر رایی که کیهانیان و گروههای فشار برای آقای خاتمی می سازند هم حساب ویژه باز کنند. حتی شده پولی را به کیهان بدهند تا علیه خاتمی جوسازی کند!
پس ای کیهانیان! فریاد بکشید در مذمت خاتمی، تا گلویتان پاره شود! هر چه درباره خاتمی می گویید درست است. ما هم چند تا رویش می گذاریم!
مرتبط:
پاسخ مجمع روحانیون مبارز به تهدیدات اخیر کیهان: برادر حسین باید از کیهان برود
توضیح مجدد حسین شریعتمداری، کاش کسی از سابقه برادر حسین اطلاعی نداشت!
استاد ملکیان: امید به خاتمی یک وظیفه اخلاقی است
سیدمحمد خاتمی:تخریب اصلاحطلبان تنها باعث زحمت تخریبکنندگان میشود
از وبلاگ اتوپیا..نویسنده حاج کاظم.... آدرس +++

رییس جمهور بارها از احترام به مردم و عدم توجه به مدل لباس و مو و رنگ لباس جوونا حرف میزد اما در عمل و در دوران ریاستش کاری کرد که خلاف گفته هاش بود.
[محمود احمدی نژاد:مشکلی که من وحتی مردم با این آقایان دارند بحث لباس و موی جوانان نیست جوان آزاد است هر طور می خواهد موهایش را بگذارد اینکه یک امر کاملا شخصی است دوره جوانی یک بخشی از آن همین کارهاست جوان باید به خودش برسد بانشاط و متنوع باشد. مشکل ما بر سر نحوه مدیریت کشور، تخصیص منابع کشور، کرامت انسانها، تبعیض، فقر و منابع عظیمی است که ما داریم و در این هزار در مدیریتهای ضعیف غیرعلمی این منابع تبدیل به یک خروجی مناسب برای مردم نمی شود]

به هر سو این وعده انتخاباتی گذشته و باز هم به ایام انتخابات نزدیک می شویم...
رییس جمهور فعلی نزدیک به ایام انتخابات یادشان امده که می تواند باز هم یک وعده انتخاباتی دیگر را با نوشتن کاغذی احیا کند. او با صدور دستور فعال کردن شورای فرهنگی-اجتماعی، جهت برنامه ریزی و هماهنگی فعالیتهای عمومی و حفظ حریم اجتماعی به وزیر کشور خواهان جلوگیری از اقدامات خشن و تخریبکننده شخصیت شهروندان شده است!!
او که از رفتارهای شخصی و بعضا نامناسب با زنان و مردان ایرانی-به واسطه گیر و بندهای تیپ و لباسی- بوده در ماه های پایانی ریاست خود و در دورانی که از حضور خاتمی احساس خطر کرده است خواستار پرهیز ازاقدامات سلیقه ای، مقطعی، غیر منطبق بر اخلاق کریمه اسلامی و بعضا خشن و تخریب کننده شخصیت شهروندان شده است (اصل خبر-نامه به وزیر کشور)،تا این سئوال پدید آید که چرا در ایام اوج رفتارهای سلیقه ای -این چنین قلم فرسایی نکرده و به جای تبلیغ انتخاباتی حکم توقف بی احترامی ها را نداده است.....خدا را شکر ،اولین تاثیر حضور خاتمی را دیدیم...هرچند دیر ،اما این اقدام هم جای شکر دارد .خدار ا صد هزار مرتبه شکر!
از وبلاگ ژورنالیست ایرانی نویسنده:حمیدرضا طهماسبی پور آدرس++
... یک سؤال اساسی وجود دارد آیا کار جریان تندرو در مواجهه با کاندیدای خاص به ترور شخصیت محدود می شود؟ هدف تندروها از حضور در عرصه انتخابات بالابردن هزینه نظام است نه سود رساندن به روند آن و به رسمیت شناختن نتایج انتخابات. آیا آنان وقتی در یک روش به بن بست می رسند به روش دیگر روی نمی آورند؟ آمریکایی ها در پاکستان ابتدا تلاش وافری کردند تا از طریق تبلیغاتی و دیپلماتیک بی نظیربوتو را به قدرت برسانند و از طریق او پاکستان را بدوشند ولی زمانی که دریافتند به هیچ قیمتی حزب او توان به دست آوردن اکثریت کرسی ها را ندارد به روش دیگری متوسل شدند. این یک عبرت است. بعضی از اصلاح طلبان سابقه روشنی! در این خصوص دارند.
همانطور که ملاحظه می فرمایید کیهان که معمولا پیش بینی های درستی از آینده دارد حرف خطرناکی زده . مجمع روحانیون مبارز هم در عکس العمل به این یادداشت کیهان بیانیه ای صادر کرده و در بخشی از آن خواستار تغییر گردانندگان روزنامه ی کیهان شده!
من فکر می کنم خاتمی را هرگز نمی توانند ترور کنند چرا که هیچ کس از پس هزینه های چنین حذفی بر نمی آید و اتفاقات ناگواری کشور را تهدید خواهد کرد. بعد هم این که بی نظیر بوتو می خواست جای یک نظامی دیکتاتور کله شق کودتاچی بنشیند! اما آقای خاتمی مگر قرار است جای چه کسی بنشیند که بخواهیم سرنوشتش را با سرنوشت بی نظیر بوتو یکسان تحلیل کنیم؟ من حتم دارم که آنها سرنوشت یکسانی ندارند!
از وبلاگ بهزاد افشاری آدرس:++

در ضمن اگر کسی توان طراحی قالبی شایسته را داراست به کمک بیاید...
باز هم اعلام میکنیم که پیشنهادات جدید و طرح های نو شما رو صمیمانه طلب میکنیم....
اگر هم دست به قلم شوید که چه بهتر....
در حالی سیامین سال انقلاب را پاس میداریم که مهمترین بحث روز ایران انتخابات ریاست جمهوری آینده است و از این رو بحث حضور سید محمد خاتمی در این انتخابات،ملکه ذهنی همه دوستداران ایران شده است ودر این بین درخواست گروههای مختلف از خاتمی برای اعلام کاندیداتوری در دهه فجر اهمیتی مضاعفی پیدا کرده چه آنکه تلاقی این دو رویداد(سیامین سال پیروزی انقلاب و اعلام کاندیداتوری خاتمی)می تواند تلالویی از اندیشه بنیانگذار انقلاب باشد زیرا نگارنده بر این اعتقاد است امام خمینی گرچه مبدع انقلابی بزرگ بود ولی در طول حیاتشان در قامت یک اصلاح گر در مقام رهبری بودند و در مقطع فعلی محمد خاتمی یکی از افرادی است که در اندیشه اصلاحی، بیشترین قرابت را با امام دارد.
خاتمی قرائت جدید امام خمینی را با ادبیات روز بدون نام خمینی به عرصه مدیریت کشور و سیاست آورد،اما پر واضح است که متحجرینی که با امام آشکارا برخورد نمی کردند،با خاتمی آشکارا برخورد کردند و قرائت جدید او را چیزی شبیه ارتداد دانستند و خاتمی را هم تکفیر کردند،اما تکفیر خاتمی به روشنی صورت گرفت چرا که در دوره خاتمی آنها دراکثر رسانهها نفوذ داشتند و خاتمی البته همچون خمینی از جایگاه و وجهه فقهی بلند او برخوردار نبود و برای آنها که به تخریب شخصیت بزرگ فقهی امام می پرداختند، تخریب خاتمی به راحتی ممکن بود.درست به همین دلیل است آنها که در مورد امام می گفتند فقیه نیست،درباره خاتمی می گفتند روح بی دینی است. شخصیت فقهی،عرفانی و سیاسی امام خمینی خود جریان ساز بود اما خاتمی بیش از آنکه جریان ساز باشد،خود زاییده جریانی بود که امام خمینی ایجاد کرده بود.اما در عین حال خاتمی به مانند امام هیچ گاه اندیشه را در بستر جناح بندبی وارد نکرد.
خاتمی رفتاری رهبری گونه در عرصه عمل سیاسی در پیش گرفت و هرگز رای مردم را خرج جناح خویش نکرد برخلاف کسانی که امروز داعیه پیروی از خط امام دارند ولی برای تداوم قدرت خود از تمام امکانات دولتی استفاده می کنند. هنگامی که امام خمینی از این جهان گذار کوچ کرد و به عالم بقا پیوست، برخی افراد مدلی رادیکال،غیر عقلانی و خشن را جایگزین انقلابی گری آگاهانه،مردم سالار دموکراتیک وبشر دوستانه امام خمینی کردند که نتیجه آزادی بخش زحمات او را معکوس نشان می داد. طالبانیان با زبان خون امام خمینی به خوبی موج سواری کردند.و خون مردم بی گناه را به نام اسلام مباح دانستند اما خاتمی طالبانیان را از صحنه اسلام راستین به حاشیه راند و با ابزار گفت وگوی تمدن ها عمق اندیشههای انسان دوستانه امام خمینی(ره) را که دشمن کوشید با جنگ تحمیلی آن را خشن جلوه دهد و به جنگ عرب و عجم و شیعه و سنی معرفی کند و در چارچوب مرزهای ایران نگه دارد،تا مقر سازمان ملل پیش برد و آن را جهانی کرد.

در واقع خاتمی احیاگر پیام جهانی امام خمینی برای بشریت است و حضور اندیشه او در سپهر سیاست ایران به خوبی به حذف مدل اسلام بدلی طالبانی انجامید. خاتمی اکنون همچون میر حسین موسوی به ذخیره ای برای مردم تبدیل شد که می تواند در این مقطع حساس از این ذخیره گرانقدر استفاده کرد.همچنانکه میرحسین ذخیرهای است که در گزینشها،مردم قبل ازهر کس سراغ او میروند و در خانه او را میزنند،خاتمی هم امروز جایگاهی مشابه او قرار دارد و اکنون از خاتمی و میرحسین موسوی توقع بهرهبرداری از این موقعیت میرود و از دیگران نیز انتظار یاری وجود دارد.حداقل انتظارها از خاتمی و میر حسین این است که در حوزه اندیشه به غبارزدایی از غنای فرهنگی اندیشه امام و احیای آن بپردازند. فراموش کردن میراث گذشته در حالی که نردبان ترقی ما بوده است،نوعی خودکشی محسوب می شود. .....فاعتبرو یا اولی الابصار
از وبلاگ جمهوریت ...آدرس
سيدمحمد خاتمي در گفتوگو با پايگاه خبري روزنامه "المستقبل " اعلام كرد كه بزودي برنامه خود را به جامعه ارائه ميكند.رئيس جمهور سابق ايران و نامزد انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري گفت: به زودي برنامه خود را به جامعه ارائه خواهد كرد.وي بدون اينكه به محتواي برنامههاي خود اشاره كند، افزود: پس از آن بايد ببينيم تا چه حد امكان اجراي اين برنامه در وضعيت كنوني وجود دارد.
رئيس بنياد باران كه اولين مصاحبه وي با يك سايت عربي زبان پس از اعلام نامزديش محسوب ميشود در بخش ديگري از اين مصاحبه ضمن اداي احترام به رفيق حريري نخست وزير فقيد لبنان گفت : شخصا او را دوست ميداشتم و ما و لبنان او را از دست داديم.
وی در بخش ديگري از سخنان خود، اراده تاريخي ملت ايران را آزادي، پيشرفت و عدالت دانست و گفت: ما گزينهاي ديگر به جز اصلاح تدريجي و مسالمتآميز جامعه براي رسيدن به اهداف خود از انقلاب بر ضد شاه نداريم كه همان استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي كه با دين اسلام همسو و همخوان است.
وي افزود: تحقق آزادي مستلزم پرداخت بهاي گزاف و سنگيني است و برخي مشكلات نيز به همراه دارد ما نمي خواهيم جامعه را به زور اصلاح كنيم، بلكه مي خواهيم فرصتي به آن بدهيم تا انتقادات خود را مطرح كند زيرا اگر به انتقادات گوش داده نشود و به مورد اجرا در نيايد در آينده به مشكلاتي تبديل مي گردد كه هيچ كس نمي تواند جلوي آن را بگيرد.

خاتمي با تاكيد بر اينكه "فريادها را نمي توان تا مدت مشخصي خفه كرد "، ادعا كرد اين فريادها به زودي به انفجار تبديل خواهند شد و براي يك جامعه چيزي بدتر از آن نيست كه يك گروه در آن يكهتازي كند.
خاتمي همچنين درباره انتقادات محافظه كاران و تندروها نسبت به رويكرد و گفتمان دموكراتيك غير اسلامي گفت: به نظر من اساس و جوهر دموكراسي در تمامي جهان مشابه هم و يكي است، اما با توجه به نگرشها، سنتها و تمدن هر ملتي مي تواند شكلهاي مختلفي به خود بگيرد. شايد درك ما و درك محافظه كاران از اسلام اشكالاتي فراوان داشته باشد و وجود دموكراسي و آزادي انديشمندان در طرح سوال باعث شده است ما به اين اشكالات پيببريم.
خاتمي كه رياست "گفتوگوي تمدنها " را بر عهده دارد، بيشترين نياز انسان امروز را صلح برشمرد و گفت: بايد جنگ،خشونت،تروريسم و سركوب را ريشهكن و از بين برد.منبع :تابناک
از وبلاگ محمد علی ابطحی آدرس +++
هر کدوم از دوستان اعلام آمادگی کنند مطالب مرتبطشون به صورت مستقل(یا مشترک) ،در این وبلاگ به نمایش گذارده خواهد شد.
این وبلاگ هدف شناسایی روزنامه نگاران حامی رو داره تا ایشالا این وبلاگ ستاد هماهنگی و حمایت از سید خندان باشه..........هر کدوم از دوستان که مایل باشن میتونن در پیوندهای این وبلاگ قرار بگیرن تا نمایش مناسبی برای شناسایی توان روزنامه نگاران حامی سید باشه ....به امید کمک های شما.....
در ضمن یاد این جمله احمدی نژاد در آمریکا افتادم که گفته بود "ایران آزاد ترین کشور دنیاست"
پی نوشت:
این هم پرونده سازی جعلی خبرگزاری دولت برای مخدوش جلوه دادن مدرک سید محمد خاتمی که با ارائه مدارک مستند از سوی سایت یاری رسوایی عجیبی رو براشون رقم زد.....فکر کردن مدرک خاتمی هم مثل مدارک کردانه!!! اینجا
از وبلاگ نوشته های من....نویسنده مهدی
رییس كمیته انتخابات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درباره اینكه روسای ستاد و كمیتههای مربوط چه زمانی مشخص خواهند شد؟ اظهار داشت:«زمان دقیق آن هنوز معلوم نیست و بستگی به نظر آقای خاتمیدارد كه ایشان نیز گفته اند به زودی اعلام خواهند كرد؛ لذا اسامیكه گاهی مطرح میشود، صحت ندارد.»